چقدر دلم گرفتهبه اندازه ی همه ی اون سال هابه اندازه همه اون عصرهایی میرفتم صندلی آخر اتوبوس مینشستم و سرمو به شیشه تکیه میدادم و به آسمون نگاه میکردمسرم درد میکنهچقدر توی مغزم با خودم حرف زدمحرفایی که آشیانه سیمرغ...
یه مطلبی درباره خودروی رولز رویس خوندم که ساختش حدود ۶ ماه طول میکشهداشتم براش تعریف میکردم که مثل جت از جاش بلند شد و یه برقی توی چشماش زد و شروع کرد به تعریف کردن از اپشن های ماشین های این کمپانیگفت آشیانه سیمرغ...